پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۶

دلا آن به که چون با خوب رویان همنشین باشی

نباشی غافل از ایام دوری دوربین باشی

مرا ای اشک هر دم پیش مردم می کنی رسوا

نمی خواهم ترا مطلق که در روی زمین باشی

مرا ای چرخ می خواهی کز آن مه دور گردانی

چه کین است این که با من بسته تا کی برین باشی

ترا در خون دل کردم نهان ای مردم دیده

که چون بر من شبیخون آورد غم در کمین باشی

دلم را آتش اندوه خواهد سوخت می دانم

مشو غافل چو ساکن در دل اندوهگین باشی

تنم را پر کن از پیکان که چون آیی درون دل

ز هر آفت که باشد در حصار آهنین باشی

فضولی گرچه رسوایی مجو تدبیر کار از کس

چه چاره چون ترا تقدیر می خواهد چنین باشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۸نمود در دلم از آتش درون شرری
  2. شمارهٔ ۳۹۹مه من بی خبر از حال دل شیدایی
  3. شمارهٔ ۴۰۰نمی آید ز تو ای سایه چو من دشت پیمایی
  4. شمارهٔ ۴۰۱رحمی باسیران شب تار نداری
  5. شمارهٔ ۴۰۲سال و مهم بر زبان روز و شبم در دلی
  6. شمارهٔ ۴۰۳مراست هر طرف از سیل اشک دریایی
  7. شمارهٔ ۴۰۴از شرم رخت منزل یوسف شده چاهی
  8. شمارهٔ ۴۰۵چند ای چرخ مرا زار و زبون می سازی
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.