پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۴

به یاد خاک درش گرچه ای سرشک دویدی

بهیچ وجه بگرد مراد خود نرسیدی

بدیدن رخش ای دیده چند میل نمایی

درین هوس بنما جز بلا چه فایده دیدی

دلا بعشق شدی چهره بارها بتو گفتم

چنین مکن نشنیدی هزار طعنه شنیدی

غزال من ز تو بی وجه بود میل رقیبان

تو آهویی عجب است این که از سکان نرمیدی

ترا چه شد که چنین بی جهت بتیغ تغافل

علاقه که میان من و تو بود بریدی

اگرچه هست ترا همچو ما هزار بلاکش

هزار شکر که ما را ز بهر جور گزیدی

نمی کشی قدم از رهگذار عشق فضولی

بسی ملامت ازین رهگذر اگرچه کشیدی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۶دلا آن به که چون با خوب رویان همنشین باشی
  2. شمارهٔ ۳۹۷در کبودی فلک چون مه من نیست مهی
  3. شمارهٔ ۳۹۸نمود در دلم از آتش درون شرری
  4. شمارهٔ ۳۹۹مه من بی خبر از حال دل شیدایی
  5. شمارهٔ ۴۰۰نمی آید ز تو ای سایه چو من دشت پیمایی
  6. شمارهٔ ۴۰۱رحمی باسیران شب تار نداری
  7. شمارهٔ ۴۰۲سال و مهم بر زبان روز و شبم در دلی
  8. شمارهٔ ۴۰۳مراست هر طرف از سیل اشک دریایی
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.