پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۳

بی غرض در هستیم آتش نزد شوق گلی

کرد از خاکسترم هر ذره را بلبلی

ای صبا گم شد دل آشفته ام بالله بجو

مو بمو هر جا که بگشایی زبان کاکلی

با خیال زلف او از بس که مالیدم بچشم

در چمن تر ساختم هر جا که دیدم سنبلی

نیست ابرو تا کند خیل خیال او گذر

با دو چشم بسته ام بر آب چشم خود پلی

در غم عشقت فضولی بی سرود و ناله نیست

عندلیب گلشن شوق است دارد غلغلی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۵ما چه کردیم چه گفتیم چه دیدی چه شنیدی
  2. شمارهٔ ۳۹۶دلا آن به که چون با خوب رویان همنشین باشی
  3. شمارهٔ ۳۹۷در کبودی فلک چون مه من نیست مهی
  4. شمارهٔ ۳۹۸نمود در دلم از آتش درون شرری
  5. شمارهٔ ۳۹۹مه من بی خبر از حال دل شیدایی
  6. شمارهٔ ۴۰۰نمی آید ز تو ای سایه چو من دشت پیمایی
  7. شمارهٔ ۴۰۱رحمی باسیران شب تار نداری
  8. شمارهٔ ۴۰۲سال و مهم بر زبان روز و شبم در دلی
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.