پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۰

از پری رویان بدل بردن همین مایل تویی

آن که می خواهد دل عشاق خونین دل تویی

بی تو گر باشد بچشمم تیره عالم دور نیست

رونق این کارگاه و شمع این محفل تویی

شد جمال لیلی و شیرین ز شرمت پرده پوش

ناقصی چندند خوبان دگر کامل تویی

با توام خوش حال در ملک وجود ای درد عشق

بی تو چون باشم انیس من درین منزل تویی

از تو می خواهم مدد در بند زلف او صبا

ز آن که بگشاینده این عقده مشکل تویی

گر تویی منسوب بر بیداد او ای دل مرنج

بر که عرض نقد حسن خود کند قابل تویی

کرده دفع غم عالم فضولی با جنون

در میان مردم عالم همین عاقل تویی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۲نمودی لطف پیشم آمدی کردی ستم رفتی
  2. شمارهٔ ۳۹۳بی غرض در هستیم آتش نزد شوق گلی
  3. شمارهٔ ۳۹۴به یاد خاک درش گرچه ای سرشک دویدی
  4. شمارهٔ ۳۹۵ما چه کردیم چه گفتیم چه دیدی چه شنیدی
  5. شمارهٔ ۳۹۶دلا آن به که چون با خوب رویان همنشین باشی
  6. شمارهٔ ۳۹۷در کبودی فلک چون مه من نیست مهی
  7. شمارهٔ ۳۹۸نمود در دلم از آتش درون شرری
  8. شمارهٔ ۳۹۹مه من بی خبر از حال دل شیدایی
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.