پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۹

ای دل ز خویش بگذر گر میل یار داری

جز کار عشق مگزین گر عشق کار داری

ای آب زندگانی می بینمت مکدر

در دل مگر غباری زین خاکسار داری

بر من ز تند خویی تیریست هر نگاهت

برگ گلی تو اما صد نوک خار داری

ای طالب سلامت بر بند راه دیده

ز آن رو که بیم آفت زین رهگذار داری

ساقی مکن تعلل در گردش آر ساغر

تا چند تشنگان را در انتظار داری

بی اختیار خواهی رفتن ز بزم عالم

از کف منه پیاله تا اختیار داری

از خیل نیک نامان می بینمت فضولی

کز نام ننگت آید وز ننگ عار داری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۱چو شمعم سوخت دل بر یاد بزم مجلس آرایی
  2. شمارهٔ ۳۹۲نمودی لطف پیشم آمدی کردی ستم رفتی
  3. شمارهٔ ۳۹۳بی غرض در هستیم آتش نزد شوق گلی
  4. شمارهٔ ۳۹۴به یاد خاک درش گرچه ای سرشک دویدی
  5. شمارهٔ ۳۹۵ما چه کردیم چه گفتیم چه دیدی چه شنیدی
  6. شمارهٔ ۳۹۶دلا آن به که چون با خوب رویان همنشین باشی
  7. شمارهٔ ۳۹۷در کبودی فلک چون مه من نیست مهی
  8. شمارهٔ ۳۹۸نمود در دلم از آتش درون شرری
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.