پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۸

یارب آن بی درد را در دل ز عشق افکن غمی

چند ما در عالمی باشیم و او در عالمی

پیش آن خورشید مشکل گر شود روشن غمم

زآن که جر سایه بشرح غم ندارم همدمی

آفتاب عارضت بنما که نگذرد اثر

گر ز آب زندگی در خاک ما باشد نمی

زاهدا می ده که پند ناصحم مجروح کرد

خواهدم کشت این جراحت گر نباشد مرهمی

راستان را نیست جا در خانه پست فلک

هست زین غم گر نهال قد ما دارد خمی

جمع گشته گرد من سنگ ملامت کوه کوه

خانه رسواییم دارد بنای محکمی

غیر آه آتشین و قطره خوناب اشک

در غم عشقت نمی خواهد فضولی محرمی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۰از پری رویان بدل بردن همین مایل تویی
  2. شمارهٔ ۳۹۱چو شمعم سوخت دل بر یاد بزم مجلس آرایی
  3. شمارهٔ ۳۹۲نمودی لطف پیشم آمدی کردی ستم رفتی
  4. شمارهٔ ۳۹۳بی غرض در هستیم آتش نزد شوق گلی
  5. شمارهٔ ۳۹۴به یاد خاک درش گرچه ای سرشک دویدی
  6. شمارهٔ ۳۹۵ما چه کردیم چه گفتیم چه دیدی چه شنیدی
  7. شمارهٔ ۳۹۶دلا آن به که چون با خوب رویان همنشین باشی
  8. شمارهٔ ۳۹۷در کبودی فلک چون مه من نیست مهی
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.