پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۴

در دیده نور در تن جان عزیز مایی

اما چه سود خود را هرگز نمی نمایی

بسیاری رقیبان از بی مثالی تست

کم نیست این که باشد شهری و مه لقایی

جز نام دلنوازی ورد زبان ندارم

قانون نیم که خیزد از هر رکم صدایی

ماه فلک مثالم خوی دگر گرفته

نازل شده است بر من از آسمان بلایی

در هر دعا برنگی دیدم جفایی از تو

خاصیتی است بی شک در ضمن هر دعایی

دل جست راه عشقت جان خواست خاک پایت

هر یک گرفته راهی هر یک فتاده جایی

نه حقه فلک را بر هم زدم فضولی

در هیچ جا ندیدم درد ترا دوایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۶ورد منست نام تو یا مرتضی علی
  2. شمارهٔ ۳۸۷گر خدنگ غمزه را زین سان دمادم می‌زنی
  3. شمارهٔ ۳۸۸یارب آن بی درد را در دل ز عشق افکن غمی
  4. شمارهٔ ۳۸۹ای دل ز خویش بگذر گر میل یار داری
  5. شمارهٔ ۳۹۰از پری رویان بدل بردن همین مایل تویی
  6. شمارهٔ ۳۹۱چو شمعم سوخت دل بر یاد بزم مجلس آرایی
  7. شمارهٔ ۳۹۲نمودی لطف پیشم آمدی کردی ستم رفتی
  8. شمارهٔ ۳۹۳بی غرض در هستیم آتش نزد شوق گلی
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.