پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۲

بهست گور و کفن از قبا و پیرهنی

که پاره پاره نسازند بهر سیم تنی

به تیغ محنت شیرین‌لبان که دارد تاب

مگر زمانه بسازد ز سنگ کوه‌کنی

به پنبه‌های جراحت نهان چراست تنم

چو نیست رسم که باشد شهید را کفنی

مرا مکش به جفا و ستم که می باید

ستمگری چو تویی را جفاکشی چو منی

خدای را مده آن زلف پرشکن بر باد

که منزل دل آشفته است هر شکنی

به لطف غنچه مثال دهان تنگ تو نیست

درین که هست چنین نیست غنچه را سخنی

غم خط تو فضولی ز دل برون نکند

که هست جای چنان سبزه چنین چمنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۴در دیده نور در تن جان عزیز مایی
  2. شمارهٔ ۳۸۵مرا ای سایه در دشت جنون عمریست همراهی
  3. شمارهٔ ۳۸۶ورد منست نام تو یا مرتضی علی
  4. شمارهٔ ۳۸۷گر خدنگ غمزه را زین سان دمادم می‌زنی
  5. شمارهٔ ۳۸۸یارب آن بی درد را در دل ز عشق افکن غمی
  6. شمارهٔ ۳۸۹ای دل ز خویش بگذر گر میل یار داری
  7. شمارهٔ ۳۹۰از پری رویان بدل بردن همین مایل تویی
  8. شمارهٔ ۳۹۱چو شمعم سوخت دل بر یاد بزم مجلس آرایی
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.