پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۸

من چه کردم که مرا از نظر انداخته

نظر لطف بجای دگر انداخته

هست بنیاد وفای همه خوبان محکم

تو سبب چیست که این رسم برانداخته

خشک ساز اشک من ای باد که ضایع نشود

خاک راهش که بدین چشم تر انداخته

ای صبا حال دلم چیست دران کوی بگو

دی شنیدم که بدان جا گذر انداخته

آب شمشیر جفای تو مگر بنشاند

آتشی را که توام بر جگر انداخته

سربلند است میان همه اهل نظر

تو بتیغ ستم او را که سر انداخته

سبب رفعت قدر تو فضولی این بس

که سر عجز بدان خاک در انداخته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۰ای که تا یار منی در پی آزار منی
  2. شمارهٔ ۳۸۱نه چندانم ضعیف از دوری خورشید رخساری
  3. شمارهٔ ۳۸۲بهست گور و کفن از قبا و پیرهنی
  4. شمارهٔ ۳۸۳پی ماتم میان انجمن ای ماه جا کردی
  5. شمارهٔ ۳۸۴در دیده نور در تن جان عزیز مایی
  6. شمارهٔ ۳۸۵مرا ای سایه در دشت جنون عمریست همراهی
  7. شمارهٔ ۳۸۶ورد منست نام تو یا مرتضی علی
  8. شمارهٔ ۳۸۷گر خدنگ غمزه را زین سان دمادم می‌زنی
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.