پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۴

با منی اما چه حاصل سوی من مایل نه‌ای

در دلی اما چه سود آگه ز حال دل نه‌ای

تو بدان مایل که بر من هر زمان جوری کنی

من بدین خوش دل که از من یک زمان غافل نه‌ای

خوب می‌دانی طریق کشتن عشاق را

گرچه طفلی از فن عاشق‌کشی جاهل نه‌ای

نخل امیدم نمی‌یابد ز تو نشو و نما

می‌شود معلوم کز نوری ز آب و گل نه‌ای

نیست حسن التفات گل‌رخان از کس دریغ

ای که محرومی ازین دولت مگر قابل نه‌ای

ای که در ملک جهان یار اقامت می‌نهی

غالبا آگه ز آفت‌های این منزل نه‌ای

بر جنونم می‌زنی هردم فضولی طعنه‌ها

گرچه می‌رنجم چه گویم با تو چون عاقل نه‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۶قد برافراخته آفت جانی شده ای
  2. شمارهٔ ۳۷۷به دردم یارب آن بی‌درد درمان می‌کند یا نه
  3. شمارهٔ ۳۷۸من چه کردم که مرا از نظر انداخته
  4. شمارهٔ ۳۷۹غیر از درت پناه نداریم یا نبی
  5. شمارهٔ ۳۸۰ای که تا یار منی در پی آزار منی
  6. شمارهٔ ۳۸۱نه چندانم ضعیف از دوری خورشید رخساری
  7. شمارهٔ ۳۸۲بهست گور و کفن از قبا و پیرهنی
  8. شمارهٔ ۳۸۳پی ماتم میان انجمن ای ماه جا کردی
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.