پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۹

از آن دو پاره بانگشت معجزت شد ماه

که باشد از پی اثبات دعویت دو گواه

شکاف ماه ز انگشت تست یا در سیر

میان دایره مه فکند رخش تو راه

کلام راست نزول از فلک تراست عروج

عیار قد همین بس بمردم آگاه

نمی دمد ثمری بی گل شهادت تو

نهال اشهد ان لا اله الا الله

کمال قدر همین بس که وقت عرض کمال

ز کسر ماه تمامت فزود رتبه جاه

تویی کفیل چه باک از عذاب امت را

تو شفیع چه اندیشه خلق را ز گناه

شها فضولی بی دل گدای درگه تست

ز عین لطف تو دارد همیشه چشم نگاه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۱شد دلم صد پاره و چون لاله بر هر پاره‌ای
  2. شمارهٔ ۳۷۲شانه ای گل بخم طره طرار منه
  3. شمارهٔ ۳۷۳سرم خاکیست بعد از رفتنت در رهگذر مانده
  4. شمارهٔ ۳۷۴با منی اما چه حاصل سوی من مایل نه‌ای
  5. شمارهٔ ۳۷۵ما را هلاک غمزه خونریز کرده ای
  6. شمارهٔ ۳۷۶قد برافراخته آفت جانی شده ای
  7. شمارهٔ ۳۷۷به دردم یارب آن بی‌درد درمان می‌کند یا نه
  8. شمارهٔ ۳۷۸من چه کردم که مرا از نظر انداخته
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.