پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۸

ای مست غافل از من و خونین جگر مشو

من از تو بی خودم تو ز من بی خبر مشو

کارم بسوز و گریه فتادست در غمت

غافل ز جان سوخته و چشم تر مشو

ترسم که بی خبر شوی از حال عاشقان

ای مست ناز می مخور و مستتر تر مشو

ای سرو با نظاره روی تو زنده ام

می میرم از فراق تو دور از نظر مشو

غیر از رکی نماند ز ضعفم بر استخوان

با من مگو که تیر بلا را سپر مشو

ای دل بس است بر من بی دل بلای عشق

رو از برم تو نیز بلای دگر مشو

از راه عشق خیز فضولی که فتنه خاست

زین بیشتر مقید این رهگذر مشو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۰دی شنیدم جانب گلشن گذار افکنده ای
  2. شمارهٔ ۳۷۱شد دلم صد پاره و چون لاله بر هر پاره‌ای
  3. شمارهٔ ۳۷۲شانه ای گل بخم طره طرار منه
  4. شمارهٔ ۳۷۳سرم خاکیست بعد از رفتنت در رهگذر مانده
  5. شمارهٔ ۳۷۴با منی اما چه حاصل سوی من مایل نه‌ای
  6. شمارهٔ ۳۷۵ما را هلاک غمزه خونریز کرده ای
  7. شمارهٔ ۳۷۶قد برافراخته آفت جانی شده ای
  8. شمارهٔ ۳۷۷به دردم یارب آن بی‌درد درمان می‌کند یا نه
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.