پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۰

دی شنیدم جانب گلشن گذار افکنده ای

در گل از رشک رخت صد خار خار افکنده ای

عرض عارض کرده در باغ بر فصل بهار

نقش باغ از چشم نقاش بهار افکنده ای

لاله حمراست بشگفته ز طرف جویبار

یا تو بر آیینه عکس عذار افکنده ای

نیست سایه بلکه بی خود ساخته از جام رشک

سروها را سرنگون در جویبار افکنده ای

غنچها را کرده دل خون ز رشک لعل لب

آتشی از شمع رخ در لاله زار افکنده ای

بر رهت هر سو ملک افتاده یا جلوه کنان

سایه ات گه بر یمین گه بر یسار افکنده ای

چشم من جرم فضولی چیست در راه وفا

کاینچنین او را ز چشم اعتبار افکنده ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۲شانه ای گل بخم طره طرار منه
  2. شمارهٔ ۳۷۳سرم خاکیست بعد از رفتنت در رهگذر مانده
  3. شمارهٔ ۳۷۴با منی اما چه حاصل سوی من مایل نه‌ای
  4. شمارهٔ ۳۷۵ما را هلاک غمزه خونریز کرده ای
  5. شمارهٔ ۳۷۶قد برافراخته آفت جانی شده ای
  6. شمارهٔ ۳۷۷به دردم یارب آن بی‌درد درمان می‌کند یا نه
  7. شمارهٔ ۳۷۸من چه کردم که مرا از نظر انداخته
  8. شمارهٔ ۳۷۹غیر از درت پناه نداریم یا نبی
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.