پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۵

شد درون سینه دل دیوانه از سودای او

بستم از رگهای جان زنجیرها در پای او

نیست از بی التفاتی گر نبیند سوی من

آن که عین التفات اوست استغنای او

جای پیکانت درون سینه کردم چون کنم

دل ز جا شد خواستم خالی نماند جای او

کرد روز و روزگارم را بیک دیدن سیه

کی مرا این چشم بود از نرگس شهلای او

جان بر آمد یار بهر پرسشم نگشاد لب

بر نیامد کام من از لعل شکر خای او

بر نخواهم داشت تا روز قیامت سر ز خواب

گر شبی در خوابم آید قامت رعنای او

چون نباشم زار و سرگردان فضولی متصل

رشته جان بسته ام بر زلف عنبرسای او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۷ز درد دل سختی از زبان من بشنو
  2. شمارهٔ ۳۶۸ای مست غافل از من و خونین جگر مشو
  3. شمارهٔ ۳۶۹از آن دو پاره بانگشت معجزت شد ماه
  4. شمارهٔ ۳۷۰دی شنیدم جانب گلشن گذار افکنده ای
  5. شمارهٔ ۳۷۱شد دلم صد پاره و چون لاله بر هر پاره‌ای
  6. شمارهٔ ۳۷۲شانه ای گل بخم طره طرار منه
  7. شمارهٔ ۳۷۳سرم خاکیست بعد از رفتنت در رهگذر مانده
  8. شمارهٔ ۳۷۴با منی اما چه حاصل سوی من مایل نه‌ای
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.