پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۱

کرد ناصح منع من از گریه بی رخسار او

خنده ام آمد میان گریه بر گفتار او

او نه سرمست است من مدهوش محو حیرتم

هست او در کار من حیران و من در کار او

نیست دور از نسبتی گر هست حسن التفات

بر دل بیمار من از نرگس بیمار او

عالمی را ناله آم در ناله دارد روز و شب

نیست مخصوص من بی دل همین آزار او

دور کج رو خورد چون می خون من تا مست شد

مستی او می شود معلوم از رفتار او

دوش پیش چشم پرخون داشتم آیینه

دیدمش خونین جگر از حسرت دیدار او

بر فضولی بیش ازین مپسند بیداد ای صنم

رحم کن بهر خدا بر ناله‌های زار او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۳نمی خواهم که گوید هیچ کس احوال من با او
  2. شمارهٔ ۳۶۴اگر بگذشت مجنون من بماندم یادگار او
  3. شمارهٔ ۳۶۵شد درون سینه دل دیوانه از سودای او
  4. شمارهٔ ۳۶۶ز فلک می گذرد آه و فغانم بی تو
  5. شمارهٔ ۳۶۷ز درد دل سختی از زبان من بشنو
  6. شمارهٔ ۳۶۸ای مست غافل از من و خونین جگر مشو
  7. شمارهٔ ۳۶۹از آن دو پاره بانگشت معجزت شد ماه
  8. شمارهٔ ۳۷۰دی شنیدم جانب گلشن گذار افکنده ای
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.