پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۹

ای بر فراز چرخ برین بارگاه تو

تو شاه انبیا همه خیل و سپاه تو

بر آسمان رسیده و گشته فرشته

هر ذره که خاسته از گرد راه تو

آسوده است تا ابد از بیم انقلاب

محروسه ولایت دین در پناه تو

هر قطره ز بحر شود دانه گهر

گر قطره برو چکد از ابر جاه تو

از قدر زیب گردن خوبان عالم است

عنبر که هست بنده جعد سیاه تو

کردست دهر روز ظهور ترا لقب

دور قمر ز نسبت روی چو ماه تو

نعت نبی بس است ترا موجب نجات

هر چند بی حدست فضولی گناه تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۱کرد ناصح منع من از گریه بی رخسار او
  2. شمارهٔ ۳۶۲دل که پنهان است شوق لعل محبوبان درو
  3. شمارهٔ ۳۶۳نمی خواهم که گوید هیچ کس احوال من با او
  4. شمارهٔ ۳۶۴اگر بگذشت مجنون من بماندم یادگار او
  5. شمارهٔ ۳۶۵شد درون سینه دل دیوانه از سودای او
  6. شمارهٔ ۳۶۶ز فلک می گذرد آه و فغانم بی تو
  7. شمارهٔ ۳۶۷ز درد دل سختی از زبان من بشنو
  8. شمارهٔ ۳۶۸ای مست غافل از من و خونین جگر مشو
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.