پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۴

عاشقم جز عاشقی کاری نمی‌آید ز من

هست تقوی کار دشواری نمی‌آید ز من

با تو ای دل کار و بار عشق را بگذاشتم

کار دشواری چنین باری نمی‌آید ز من

من نمی‌گویم که ذوقی نیست در قید جنون

عاقلم بیهوده گفتاری نمی‌آید ز من

نقد جان را صرف خواهم کرد در راه بتان

کرده‌ام اقرار انکاری نمی‌آید ز من

هرچه می‌خواهند می‌آید ز من در عشق لیک

صبر کردن در غم یاری نمی‌آید ز من

دل اگر گیرد ره خوبان نخواهم کرد منع

دل نمی‌رنجانم آزاری نمی‌آید ز من

مرده‌ام بی‌او فضولی حمل بر صبرم مکن

گر دمادم ناله زاری نمی‌آید ز من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۶حباب نیست ز خون گرد دیده تر من
  2. شمارهٔ ۳۵۷شد واقف از خیال من آن مه بحال من
  3. شمارهٔ ۳۵۸ای بر فراز مسند عزت مکان تو
  4. شمارهٔ ۳۵۹ای بر فراز چرخ برین بارگاه تو
  5. شمارهٔ ۳۶۰سرم را درد بر بالین محنت سود دور از تو
  6. شمارهٔ ۳۶۱کرد ناصح منع من از گریه بی رخسار او
  7. شمارهٔ ۳۶۲دل که پنهان است شوق لعل محبوبان درو
  8. شمارهٔ ۳۶۳نمی خواهم که گوید هیچ کس احوال من با او
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.