پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۷

شد واقف از خیال من آن مه بحال من

نگذاشت فرق ضعف ز من تا خیال من

بستم خیال کام دگر زآن دهن ولی

کاری نکرد هیچ خیال محال من

گفتم سگ توام سبب اینست غالبا

کز من چنین گریخته وحشی غزال من

گفتم ز رشک بر ورق لاله نقطه ایست

گفتم این کنایه ایست ز رخسار و خال من

بی خط سبز و زلف سیاه تو شاهدست

بر روی زرد من رقم اشک آل من

سر زد ز چاک سینه من آتش درون

من مرغ آتشین پرم اینست بال من

سودای عقل کرد فضولی مرا ملول

حرفی ز عشق گوی بدفع ملال من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۹ای بر فراز چرخ برین بارگاه تو
  2. شمارهٔ ۳۶۰سرم را درد بر بالین محنت سود دور از تو
  3. شمارهٔ ۳۶۱کرد ناصح منع من از گریه بی رخسار او
  4. شمارهٔ ۳۶۲دل که پنهان است شوق لعل محبوبان درو
  5. شمارهٔ ۳۶۳نمی خواهم که گوید هیچ کس احوال من با او
  6. شمارهٔ ۳۶۴اگر بگذشت مجنون من بماندم یادگار او
  7. شمارهٔ ۳۶۵شد درون سینه دل دیوانه از سودای او
  8. شمارهٔ ۳۶۶ز فلک می گذرد آه و فغانم بی تو
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.