پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۶

حباب نیست ز خون گرد دیده تر من

هوای غیر تو بیرون شده است از سر من

بسوخت آتش حیرت مرا نمی دانم

چه کرده ام ز چه رنجیده است دلبر من

بپای بوس توام ره بهیچ صورت نیست

مگر کشند بخاک ره تو پیکر من

کسی برابری من کجا تواند کرد

کنون که نیست کسی جز تو در برابر من

شدم هلاک ز درد و غم تو رحمی کن

بجان غمزده و چشم درد پرور من

بدور خط تو مشکل توانم آسودن

چنین که هر سر مو گشته خار بستر من

رقیب چند کنی منع او ز آزارم

مگو که قطع شود روزی مقرر من

حریف بزم غمم خون دل بس است میم

شراب وصل فضولی کجاست در خور من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۸ای بر فراز مسند عزت مکان تو
  2. شمارهٔ ۳۵۹ای بر فراز چرخ برین بارگاه تو
  3. شمارهٔ ۳۶۰سرم را درد بر بالین محنت سود دور از تو
  4. شمارهٔ ۳۶۱کرد ناصح منع من از گریه بی رخسار او
  5. شمارهٔ ۳۶۲دل که پنهان است شوق لعل محبوبان درو
  6. شمارهٔ ۳۶۳نمی خواهم که گوید هیچ کس احوال من با او
  7. شمارهٔ ۳۶۴اگر بگذشت مجنون من بماندم یادگار او
  8. شمارهٔ ۳۶۵شد درون سینه دل دیوانه از سودای او
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.