پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۵

به جان دور از تو ای شمع از غم شب‌های تارم من

مرا شب گشت از غم چند شب را زنده دارم من

مقیم گوشهٔ تنهاییم، کارم فغان کردن

چه حالست این که دارم؟ در کجایم؟ در چه کارم من؟

ترا منع از رخ او کرده‌ام ای مردمِ دیده

به رویت چون گشایم چشم؟ از تو شرمسارم من

نشد زایل ز من آن بی‌قراری در غمِ عشقت

غم عشق تو شد افزون ولی در یک قرارم من

گر از نظاره‌ام بد می‌بری مگشا نقاب از رخ

چه سود از منع من در دیدنت بی‌اختیارم من

ز حالم مردم صاحب‌نظر دارند آگاهی

چه می‌دانند بی‌دردان خراب چشم یارم من

به آب دیده تسکین حرارت چون دهم خود را

فضولی کشتهٔ لعلِ بُتانِ گلعذارم من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۷در غمم گر جان ز جسم ناتوان آید برون
  2. شمارهٔ ۳۳۸ای لاله رخ مرو دلم از هجر خون مکن
  3. شمارهٔ ۳۳۹می شود هر دم جنون ما ز ابرویت فزون
  4. شمارهٔ ۳۴۰نمی مردم از آن تیغی که زد آن سیمبر بر من
  5. شمارهٔ ۳۴۱داریم در زمانه بد طالع زبون
  6. شمارهٔ ۳۴۲تو نیز افکنده ای ، ای چرخ ، مهرِ خود به ماهِ من،
  7. شمارهٔ ۳۴۳شد چاک چاک سینه و از قطرهای خون
  8. شمارهٔ ۳۴۴درد دل ما را ز ره لطف دوا کن
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.