پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۱

نی همین سرگرم سودای بتان تنها منم

هر که باشد عشق می ورزد همین رسوا منم

تاری از زلفیست در هر تن که می جنبد رگی

نی همین در بند محبوبان مه سیما منم

حیرتی دارم که در هر جا که باشد پیکرم

کس نمی داند که این نقشیست از من یا منم

بوده ام دلبسته هر تار مویت مدتی

آنکه ورزیدست سودای تو مدتها منم

زین ستم کز دست من امروز دامن می کشی

آنکه خواهد دست زد در دامنت فردا منم

جای گر زیر زمین سازم ز بیم غم چه سود

روی بر من می نهد سیلاب غم هر جا منم

اعتباری نیست دنیا را فضولی پیش ما

ترک دنیا کرده ای گر هست در دنیا منم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۳اسیر دام زلفم کرده بر گرد سرگردان
  2. شمارهٔ ۳۳۴چشمی بگشا سوی من و زاری من بین
  3. شمارهٔ ۳۳۵به جان دور از تو ای شمع از غم شب‌های تارم من
  4. شمارهٔ ۳۳۶دوش در مجلس نگاری بود همزانوی من
  5. شمارهٔ ۳۳۷در غمم گر جان ز جسم ناتوان آید برون
  6. شمارهٔ ۳۳۸ای لاله رخ مرو دلم از هجر خون مکن
  7. شمارهٔ ۳۳۹می شود هر دم جنون ما ز ابرویت فزون
  8. شمارهٔ ۳۴۰نمی مردم از آن تیغی که زد آن سیمبر بر من
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.