پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۰

تا کی اسیر سلسله غم شود دلم

پر غم از آن دو گیسوی پر خم شود دلم

انداخته مرا بغم گیسوان تو

یارب چو گیسوان تو در هم شود دلم

در عشق بحث می کند از اعتبار صبر

ترسم درین مباحثه ملزم شود دلم

در آستانه ملکی خاک گشته است

آنجا امید هست که آدم شود دلم

الفت برید از همه عالم بدان رسید

کز بی کسی یگانه عالم شود دلم

صد پاره شد دلم ز غم دوریت بیا

باشد که پاره بتو خرم شود دلم

در بی کسی فضولی از آن لب سخن بگوی

باشد بدین سبب بتو همدم شود دلم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۲گوش بر قول رقیبان بداندیش مکن
  2. شمارهٔ ۳۳۳اسیر دام زلفم کرده بر گرد سرگردان
  3. شمارهٔ ۳۳۴چشمی بگشا سوی من و زاری من بین
  4. شمارهٔ ۳۳۵به جان دور از تو ای شمع از غم شب‌های تارم من
  5. شمارهٔ ۳۳۶دوش در مجلس نگاری بود همزانوی من
  6. شمارهٔ ۳۳۷در غمم گر جان ز جسم ناتوان آید برون
  7. شمارهٔ ۳۳۸ای لاله رخ مرو دلم از هجر خون مکن
  8. شمارهٔ ۳۳۹می شود هر دم جنون ما ز ابرویت فزون
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.