پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۹

چرا نگاه بدور رخت بماه کنم

که چون نگاه کنی بر زمین نگاه کنم

جدا ز شمع جمال تو تا بکی شبها

چراغ خلوت خود را ز برق آه کنم

ز ناز بر سر من پا نمی نهی تو اگر

هزار بار سر خویش خاک راه کنم

باشک و آه کنم عشق را بخود ثابت

چه لایق است که دعوای بی گواه کنم

خوش آن شبی که دهم ساز بزمگاه سرور

خیال روی ترا شمع بزمگاه کنم

بهر گناه قصاصم اگر تو خواهی کرد

نه عاقلم عملی کز بجز گناه کنم

فضولی از خط و زلف بتان گرفت دلم

بسهو نامه خود تا بکی سیاه کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۱نی همین سرگرم سودای بتان تنها منم
  2. شمارهٔ ۳۳۲گوش بر قول رقیبان بداندیش مکن
  3. شمارهٔ ۳۳۳اسیر دام زلفم کرده بر گرد سرگردان
  4. شمارهٔ ۳۳۴چشمی بگشا سوی من و زاری من بین
  5. شمارهٔ ۳۳۵به جان دور از تو ای شمع از غم شب‌های تارم من
  6. شمارهٔ ۳۳۶دوش در مجلس نگاری بود همزانوی من
  7. شمارهٔ ۳۳۷در غمم گر جان ز جسم ناتوان آید برون
  8. شمارهٔ ۳۳۸ای لاله رخ مرو دلم از هجر خون مکن
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.