پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۰

گهی که بر گل روی تو چشم تر بگشایم

هزار سیل ز خونابه جگر بگشایم

گهی که رخ بگشایی سزد که بهر تماشا

بهر سر مژه من دیده دگر بگشایم

هزار درد گره بسته در دل و نتوانم

کز آن یکی بر آن سرو سیمبر بگشایم

ز بیم خوی تو بستم ره نظر ز جمالت

ببند راه جفا تازه نظر بگشایم

چو خانه تیره ز بختست ز آن چه سود که آن را

بآه روزن و با موج اشک در بگشایم

بشمع وصل چو پروانه میل سوختنم هست

اگر فراق گذارد که بال و پر بگشایم

فضولی از رخ خوبان سزد که چشم ببندم

چه لازمست که بر خود در نظر بگشایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۲چیست جرم من که باز از چشم یار افتاده‌ام
  2. شمارهٔ ۳۲۳پنهان غم دلم ز تو ای جان نمی کنم
  3. شمارهٔ ۳۲۴پیش او با ناله اظهار غم دل کرده‌ام
  4. شمارهٔ ۳۲۵ای شمع که شد سوخته عشق تو جانم
  5. شمارهٔ ۳۲۶ای لعل سخن گوی تو کام دل زارم
  6. شمارهٔ ۳۲۷ما ترک دیدن رخ زیبا نمی کنیم
  7. شمارهٔ ۳۲۸دل بصد عقد بجعد سر زلفت بستم
  8. شمارهٔ ۳۲۹چرا نگاه بدور رخت بماه کنم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.