پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۹

گر چشم برخسار تو صد بار گشادم

هر بار دو صد سیل برخسار گشادم

فریاد کنان راز دلم پیش تو بگشاد

هر سیل که از دیده خونبار گشادم

آه از تو که ناگفته باغیار گشادی

هر راز که پیش تو من زار گشادم

تا چشم گشادم بتو دیدم ز تو آزار

فریاد که بر خود در آزار گشادم

بختم بنگر در ره او کز پی راحت

در رهگذر سیل فنا بار گشادم

گر سینه خراشیدم و خستم عجبی نیست

راهی بدل از بهر غم یار گشادم

کارم گرهی داشت از آن زلف فضولی

آن زلف گرفتم گره از کار گشادم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۱جفاکار است و خونریز آن بت بی‌درد می‌دانم
  2. شمارهٔ ۳۲۲چیست جرم من که باز از چشم یار افتاده‌ام
  3. شمارهٔ ۳۲۳پنهان غم دلم ز تو ای جان نمی کنم
  4. شمارهٔ ۳۲۴پیش او با ناله اظهار غم دل کرده‌ام
  5. شمارهٔ ۳۲۵ای شمع که شد سوخته عشق تو جانم
  6. شمارهٔ ۳۲۶ای لعل سخن گوی تو کام دل زارم
  7. شمارهٔ ۳۲۷ما ترک دیدن رخ زیبا نمی کنیم
  8. شمارهٔ ۳۲۸دل بصد عقد بجعد سر زلفت بستم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.