پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۸

آزارها ز یار جفا کار می کشم

تا کار او جفاست من آزار می کشم

غم می کشم ز یار و شکایت نمی کنم

غم نیست چون غمیست که از یار می کشم

بر من شدست این سبب طعنه دگر

کز بهر یار طعنه اغیار می کشم

میلیست هر مژه که بآن جای توتیا

گرد رهت بدیده خونبار می کشم

بسیار کم چراست بمن التفات تو

با آنکه من جفای تو بسیار می کشم

بر یاد قامتت همه شب تا دم سحر

آه دمادم از دل افگار می کشم

می می کشد رقیب فضولی ز جام وصل

من در فراق حسرت دیدار می کشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۰گهی که بر گل روی تو چشم تر بگشایم
  2. شمارهٔ ۳۲۱جفاکار است و خونریز آن بت بی‌درد می‌دانم
  3. شمارهٔ ۳۲۲چیست جرم من که باز از چشم یار افتاده‌ام
  4. شمارهٔ ۳۲۳پنهان غم دلم ز تو ای جان نمی کنم
  5. شمارهٔ ۳۲۴پیش او با ناله اظهار غم دل کرده‌ام
  6. شمارهٔ ۳۲۵ای شمع که شد سوخته عشق تو جانم
  7. شمارهٔ ۳۲۶ای لعل سخن گوی تو کام دل زارم
  8. شمارهٔ ۳۲۷ما ترک دیدن رخ زیبا نمی کنیم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.