پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۶

دمی بی عشق خوبان پری رخسار چون باشم

بعالم بهر کاری آمدم بی کار چون باشم

چو دیده ام قامتش از بی خودی خود را ندانستم

خدا داند بوقت دیدن رفتار چون باشم

شدم در تنگنای دهر بیزار از دل و از جان

جدا از یار در یک خانه با اغیار چون باشم

مکن از نالهای زار دور از بزم او منعم

نیم در بزم او بی نالهای زار چون باشم

منم چون عکس بر مرآت هستی بی شعور از خود

وجود من ز دیدارست بی دیدار چون باشم

رقیبان را نمی خواهم که بینم چون کنم یارب

رقیبان همدم یارند من بی یار چون باشم

ندارم صبر بی رویش نخواهم رفت از کویش

فضولی عندلیبم بی گل و گلزار چون باشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۸آزارها ز یار جفا کار می کشم
  2. شمارهٔ ۳۱۹گر چشم برخسار تو صد بار گشادم
  3. شمارهٔ ۳۲۰گهی که بر گل روی تو چشم تر بگشایم
  4. شمارهٔ ۳۲۱جفاکار است و خونریز آن بت بی‌درد می‌دانم
  5. شمارهٔ ۳۲۲چیست جرم من که باز از چشم یار افتاده‌ام
  6. شمارهٔ ۳۲۳پنهان غم دلم ز تو ای جان نمی کنم
  7. شمارهٔ ۳۲۴پیش او با ناله اظهار غم دل کرده‌ام
  8. شمارهٔ ۳۲۵ای شمع که شد سوخته عشق تو جانم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.