پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۳

گهی که در غم آن گل‌عذار می‌گریم

به صورت ناله چو ابر بهار می‌گریم

ز چرخ می‌گذرد های‌های گریه من

شبی که بی‌مَهِ خود زار زار می‌گریم

چه سود منع من ای هم‌نشین چو می‌دانی

که بی‌قرارم و بی‌اختیار می‌گریم

مراست گریه ز بسیاری جفای رقیب

مگو که از کمی لطف یار می‌گریم

چو عاقلی ز من ای آفتاب حسن چه سود

ازین که شب همه‌شب شمع‌وار می‌گریم

چو شمع گریه من نیست بهر روز وصال

ز جان‌گدازی شب‌های تار می‌گریم

ز روزگار فضولی شکایتی دارم

عجب مدار که از روزگار می‌گریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۵گشت صد پاره بشمشیر جفای تو تنم
  2. شمارهٔ ۳۱۶دمی بی عشق خوبان پری رخسار چون باشم
  3. شمارهٔ ۳۱۷عهد کردم که دیگر بیهده کاری نکنم
  4. شمارهٔ ۳۱۸آزارها ز یار جفا کار می کشم
  5. شمارهٔ ۳۱۹گر چشم برخسار تو صد بار گشادم
  6. شمارهٔ ۳۲۰گهی که بر گل روی تو چشم تر بگشایم
  7. شمارهٔ ۳۲۱جفاکار است و خونریز آن بت بی‌درد می‌دانم
  8. شمارهٔ ۳۲۲چیست جرم من که باز از چشم یار افتاده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.