پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۴

در دل الم از غنچه خندان تو دارم

در دیده نم از لعل درافشان تو دارم

آشفتگی از سنبل گیسوی سیاهت

سرگشتگی از سرو خرامان تو دارم

بر رشته جان سبحه صفت صد گره از غم

در حسرت عقد در دندان تو دارم

امید ندارم رهم از دام بلایی

کز سلسله زلف پریشان تو دارم

در روز وصال تو محالست نشاطم

در دل چو خیال شب هجران تو دارم

کس نیست بکشتن ز غمم باز رهاند

عمریست که این چشم ز چشمان تو دارم

افغان ز که داری تو فضولی که همه شب

افغان من بد روز ز افغان تو دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۶دمی بی عشق خوبان پری رخسار چون باشم
  2. شمارهٔ ۳۱۷عهد کردم که دیگر بیهده کاری نکنم
  3. شمارهٔ ۳۱۸آزارها ز یار جفا کار می کشم
  4. شمارهٔ ۳۱۹گر چشم برخسار تو صد بار گشادم
  5. شمارهٔ ۳۲۰گهی که بر گل روی تو چشم تر بگشایم
  6. شمارهٔ ۳۲۱جفاکار است و خونریز آن بت بی‌درد می‌دانم
  7. شمارهٔ ۳۲۲چیست جرم من که باز از چشم یار افتاده‌ام
  8. شمارهٔ ۳۲۳پنهان غم دلم ز تو ای جان نمی کنم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.