پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۳

نسبت شمشاد با آن سرو قامت چون کنم

ور کنم با طعنه اهل ملامت چون کنم

می کند رسوا مرا هر جا که باشم دود آه

سخت دشوارست رفع این علامت چون کنم

جز ملامت نیست رسم راه پیمایان عشق

من درین ره دعوی صبر و سلامت چون کنم

هست از سر دلم پیر مغان را آگهی

منکر حس چون شوم نفی کرامت چون کنم

در نمی آید بلای روز هجران در حساب

نسبت این روز با روز قیامت چون کنم

چون متاعی نیست جز محنت سرای درد را

من درین محنت سرا میل اقامت چون کنم

گرچه می‌فرمایدم ناصح فضولی ترک عشق

عاقلم، کاری که می‌آرد ندامت چون کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۵دارم هوس کز خون دل خاک درش را گل کنم
  2. شمارهٔ ۳۰۶بیاد قد تو بر سینه هر الف که بریدم
  3. شمارهٔ ۳۰۷نیست در آیینه عکس آن صنم
  4. شمارهٔ ۳۰۸از او پرسید سرّ آن دهان را، من نمی‌دانم
  5. شمارهٔ ۳۰۹در دل زار غمی ز آن لب می گون دارم
  6. شمارهٔ ۳۱۰چو طفلان پیشه‌ای جز گریه در عالم نمی‌دانم
  7. شمارهٔ ۳۱۱باز در دل ز غم عشق ملالی دارم
  8. شمارهٔ ۳۱۲ز سیر سایه همراه تو ای مه رشک‌ها بردم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.