پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۶

بیاد قد تو بر سینه هر الف که بریدم

خطی ز کلک عدم بر وجود خویش کشیدم

بسینه بی تو بسی داغهای تازه نهادم

شکوفه عجب از نوبهار عشق بچیدم

وفا ز سرو قدی خواستم نگشت میسر

زهی جفا که نشد بارور نهال امیدم

گل نشاط منست از هوای وصل شگفته

بسان غنچه ببوی تو جامه که بریدم

براه دوست غباری ندیدم از تن خاکی

چه سرعتست که خود هم بگرد خود نرسیدم

نشان نماند ز من در طلب ولیک چه حاصل

که کس نداند نشانم از آنچه می طلبیدم

سپهر می شنود آه و ناله تو فضولی

به آه و ناله تو در جهان کسی نشنیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۸از او پرسید سرّ آن دهان را، من نمی‌دانم
  2. شمارهٔ ۳۰۹در دل زار غمی ز آن لب می گون دارم
  3. شمارهٔ ۳۱۰چو طفلان پیشه‌ای جز گریه در عالم نمی‌دانم
  4. شمارهٔ ۳۱۱باز در دل ز غم عشق ملالی دارم
  5. شمارهٔ ۳۱۲ز سیر سایه همراه تو ای مه رشک‌ها بردم
  6. شمارهٔ ۳۱۳گهی که در غم آن گل‌عذار می‌گریم
  7. شمارهٔ ۳۱۴در دل الم از غنچه خندان تو دارم
  8. شمارهٔ ۳۱۵گشت صد پاره بشمشیر جفای تو تنم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.