پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۱

می‌روم در سینه صد درد نهانی می‌برم

کوهِ دردم از سر کویت گرانی می‌برم

از درت صد داغ بر دل می‌کنم عزم سفر

دستهٔ گل زین ریاضِ کامرانی می‌برم

می‌روم زین ملک اما بی‌متاعی نیستم

بار صد غم، مایهٔ صد ناتوانی می‌برم

بهر یاران کرده‌ام ترتیب رنگین تحفه‌ها

چهرهٔ کاهی و اشکِ ارغوانی می‌برم

تا به کی بر سر خورم سنگ ملامت کوه کوه

زین سر کو می‌روم وین سخت‌جانی می‌برم

دولتی دارم که می‌میرم به درد عاشقی

خوش متاعِ باقی زین ملک فانی می‌برم

نیستم از خاک پای او فضولی بی‌خبر

خضرِ وقتم ره به آب زندگانی می‌برم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۳نسبت شمشاد با آن سرو قامت چون کنم
  2. شمارهٔ ۳۰۴روزگاری شد ز کویت درد سر کم کرده ایم
  3. شمارهٔ ۳۰۵دارم هوس کز خون دل خاک درش را گل کنم
  4. شمارهٔ ۳۰۶بیاد قد تو بر سینه هر الف که بریدم
  5. شمارهٔ ۳۰۷نیست در آیینه عکس آن صنم
  6. شمارهٔ ۳۰۸از او پرسید سرّ آن دهان را، من نمی‌دانم
  7. شمارهٔ ۳۰۹در دل زار غمی ز آن لب می گون دارم
  8. شمارهٔ ۳۱۰چو طفلان پیشه‌ای جز گریه در عالم نمی‌دانم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.