پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۰

می روم زین شهر و در دل مهر ماهی می برم

کوه دردی با تن چون برگ کاهی می برم

از سر کویت سفر نوعیست از دیوانگی

این قدر من هم بکوی عقل راهی می برم

از ملامت چون رهم کز ناله هرجا می روم

بر گرفتاری خود با خود گواهی می برم

کی توانم بر زبان آورد نام دوریت

من که صد فیض از رخت در هر نگاهی می برم

گر برد ذوق وصالت از دل من دور نیست

این که رشکی از رقیبان تو گاهی می برم

دل ز بویت دیده از رویت سروری داشتند

می روم حالا پر از اشکی و آهی می برم

گر کنم میخانه را منزل فضولی دور نیست

چون کنم از بیم غم آنجا پناهی می برم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۲از آن رو با تو من آیینه را همتا نمی‌بینم
  2. شمارهٔ ۳۰۳نسبت شمشاد با آن سرو قامت چون کنم
  3. شمارهٔ ۳۰۴روزگاری شد ز کویت درد سر کم کرده ایم
  4. شمارهٔ ۳۰۵دارم هوس کز خون دل خاک درش را گل کنم
  5. شمارهٔ ۳۰۶بیاد قد تو بر سینه هر الف که بریدم
  6. شمارهٔ ۳۰۷نیست در آیینه عکس آن صنم
  7. شمارهٔ ۳۰۸از او پرسید سرّ آن دهان را، من نمی‌دانم
  8. شمارهٔ ۳۰۹در دل زار غمی ز آن لب می گون دارم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.