پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۷

من بسربازی ز شمع مجلست کم نیستم

چیست جرم من که در بزم تو محرم نیستم

گر مقیم روضه کویت شدم منعم مکن

ذره خاکم تصور کن که آدم نیستم

در جهان جز من خریدار جفایت نیست کس

ترک کن رسم جفا انگار من هم نیستم

مدت عمرم نمی دانم که چون بر من گذشت

مست شوقم آگه از احوال عالم نیستم

شهرتی دارد که از عقلست استعداد غم

من چه سان دیوانه ام یارب که بی غم نیستم

از جفایت گه جگر خون می شود گه دل مرا

من حریف این جفاهای دمادم نیستم

چون قلم سرگشته زان گشتم فضولی کز ازل

خالی از سودای آن گیسوی پر خم نیستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۹ما فراغ از غم بیش و کم عالم داریم
  2. شمارهٔ ۳۰۰می روم زین شهر و در دل مهر ماهی می برم
  3. شمارهٔ ۳۰۱می‌روم در سینه صد درد نهانی می‌برم
  4. شمارهٔ ۳۰۲از آن رو با تو من آیینه را همتا نمی‌بینم
  5. شمارهٔ ۳۰۳نسبت شمشاد با آن سرو قامت چون کنم
  6. شمارهٔ ۳۰۴روزگاری شد ز کویت درد سر کم کرده ایم
  7. شمارهٔ ۳۰۵دارم هوس کز خون دل خاک درش را گل کنم
  8. شمارهٔ ۳۰۶بیاد قد تو بر سینه هر الف که بریدم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.