پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۵

یار بی جرم بشمشیر ستم می کشدم

گر بگویم که چرا می کشدم می کشدم

ساکن خاک در او شده ام لیک چه سود

گرچه دارم صفت صید حرم می کشدم

الم عشق تو دریافته ام می میرم

لیک بی شک نه الم ذوق الم می کشدم

در غم هجر مرا آرزوی وصل تو نیست

چه کنم چون فرح وصل تو هم می کشدم

گر روم سوی تو بیداد تو و طعن رقیب

ور بسازم بغم هجر تو غم می کشدم

آه از آن نرگس خونریز ستمگر که اگر

بنگرم راست بآن ابروی خم می کشدم

دل نهادم بغم هجر فضولی چه کنم

گر نهم بر سر آن کوی قدم می کشدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۷من بسربازی ز شمع مجلست کم نیستم
  2. شمارهٔ ۲۹۸سرو نازم نشد آگه ز نیازم چه کنم
  3. شمارهٔ ۲۹۹ما فراغ از غم بیش و کم عالم داریم
  4. شمارهٔ ۳۰۰می روم زین شهر و در دل مهر ماهی می برم
  5. شمارهٔ ۳۰۱می‌روم در سینه صد درد نهانی می‌برم
  6. شمارهٔ ۳۰۲از آن رو با تو من آیینه را همتا نمی‌بینم
  7. شمارهٔ ۳۰۳نسبت شمشاد با آن سرو قامت چون کنم
  8. شمارهٔ ۳۰۴روزگاری شد ز کویت درد سر کم کرده ایم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.