پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۴

نمی‌خواهم به او درد دل صد پاره بنویسم

که می دانم نخواهد خواند گر صد باره بنویسم

ز راهت ریز بهر خشک کردن خاک بر خطی

که من با خون دل بر صفحه رخساره بنویسم

ز جنبش افکند مانند مژگان خامه را حیرت

چو خواهم وصف رویش در دم نظاره بنویسم

بغربت سوختم روزی نگفت آن ماه مشگین خط

که آرم یاد و مکتوبی بآن بیچاره بنویسم

ز سنگ خاره تا روز قیامت سر زند آتش

ز سوز دل اگر حرفی بسنگ خاره بنویسم

نخواهد خواند کس افسانه فرهاد و مجنون را

اگر شرح غم خود را من آواره بنویسم

فضولی کرد تیغ غم قلم هر استخوانم را

که با هر یک حساب ظلم آن خونخواره بنویسم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۶تا بوده ایم بی غم یازی نبوده ایم
  2. شمارهٔ ۲۹۷من بسربازی ز شمع مجلست کم نیستم
  3. شمارهٔ ۲۹۸سرو نازم نشد آگه ز نیازم چه کنم
  4. شمارهٔ ۲۹۹ما فراغ از غم بیش و کم عالم داریم
  5. شمارهٔ ۳۰۰می روم زین شهر و در دل مهر ماهی می برم
  6. شمارهٔ ۳۰۱می‌روم در سینه صد درد نهانی می‌برم
  7. شمارهٔ ۳۰۲از آن رو با تو من آیینه را همتا نمی‌بینم
  8. شمارهٔ ۳۰۳نسبت شمشاد با آن سرو قامت چون کنم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.