پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۹

دایم تویی مقابل آیینه دلم

تو در دلی ولی ز تو من سخت غافلم

قطع نظر ز دیدن روی تو چون کنم

چون هست روی تو همه دم در مقابلم

گر مایلم بغیر تو آن هم ز شوق تست

غیر تو کس نکرده بغیر تو مایلم

یاد از تو می دهند عجب نیست گر چنین

مفتون شکل هر بت شیرین شمایلم

خوبان که صید من بسر زلف می کنند

سوی تو می کشند بمشگین سلاسلم

شد کار مشکل از عدم التفات تو

بگشا بیک نظر گره از کار مشکلم

راه وفای اوست فضولی طریق من

امید کین روش برساند بمنزلم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۱دمی مانند گردی گر جدا از خاک در گردم
  2. شمارهٔ ۲۹۲هرگز غم خرابی عالم نمی خوریم
  3. شمارهٔ ۲۹۳بدلبری سر و کاری درین دیار ندارم
  4. شمارهٔ ۲۹۴نمی‌خواهم به او درد دل صد پاره بنویسم
  5. شمارهٔ ۲۹۵یار بی جرم بشمشیر ستم می کشدم
  6. شمارهٔ ۲۹۶تا بوده ایم بی غم یازی نبوده ایم
  7. شمارهٔ ۲۹۷من بسربازی ز شمع مجلست کم نیستم
  8. شمارهٔ ۲۹۸سرو نازم نشد آگه ز نیازم چه کنم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.