پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۸

ز آهم سوخت بی‌مهرِ رُخَت مَهْ، دوش کوکب هم

بخواهد سوخت گردون گر برآرم آهی امشب هم

تنم می‌سوخت شب‌ها آتشی دوش از دلم سر زد

که در آب عرق خود را فکند از تاب او تب هم

نمی‌گرداند دل را غرقهٔ گرداب زنخدانش

اگر موجی نمی‌آمد به او از پیش غبغب هم

لب از ذکر دهان دوست بستم احتیاطم بین

کزین راز نهان واقف نمی‌خواهم شود لب هم

به یارب یاربم دل داشت تسکین چون کنم یارب

دمی کز ضعف تن نبود مرا یارای یارب هم

چه سان گیرم عنان شهسواری را که از تندی

نمی‌خواهد که گرد من رسد بر نعل مرکب هم

فضولی از می و محبوب یک دم نیستی غافل

بحمدالله که لطفِ طبع داری، حُسنِ مشرب هم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۰داغ عشق صنم لاله عذاری دارم
  2. شمارهٔ ۲۹۱دمی مانند گردی گر جدا از خاک در گردم
  3. شمارهٔ ۲۹۲هرگز غم خرابی عالم نمی خوریم
  4. شمارهٔ ۲۹۳بدلبری سر و کاری درین دیار ندارم
  5. شمارهٔ ۲۹۴نمی‌خواهم به او درد دل صد پاره بنویسم
  6. شمارهٔ ۲۹۵یار بی جرم بشمشیر ستم می کشدم
  7. شمارهٔ ۲۹۶تا بوده ایم بی غم یازی نبوده ایم
  8. شمارهٔ ۲۹۷من بسربازی ز شمع مجلست کم نیستم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.