پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۵

ما نظر جز بر تبان سیمبر کم کرده‌ایم

وز بتان سیمبر قطع نظر کم کرده‌ایم

زاهدا از ما مجو بسیار آیین صلاح

عشق بازانیم ما کار دگر کم کرده‌ایم

کرده ایم اندیشه بسیار در هر کار لیک

فکری از سودای خوبان خوبتر کم کرده‌ایم

از بلای عشق در راه وفای گلرخان

گرچه بیش از پیش هم باشد حذر کم کرده‌ایم

سیم اشک و روی چون زر بر رهت افکنده‌ایم

ما فقیرانیم جمع سیم و زر کم کرده‌ایم

نیست ملک سلطنت را اعتباری پیش ما

شاهبازانیم صید مختصر کم کرده‌ایم

شد فضولی شهره عالم حدیث عشق ما

گرچه زین راز نهان کس را خبر کم کرده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۷آتشم من گلخنی باید که باشد منزلم
  2. شمارهٔ ۲۸۸ز آهم سوخت بی‌مهرِ رُخَت مَهْ، دوش کوکب هم
  3. شمارهٔ ۲۸۹دایم تویی مقابل آیینه دلم
  4. شمارهٔ ۲۹۰داغ عشق صنم لاله عذاری دارم
  5. شمارهٔ ۲۹۱دمی مانند گردی گر جدا از خاک در گردم
  6. شمارهٔ ۲۹۲هرگز غم خرابی عالم نمی خوریم
  7. شمارهٔ ۲۹۳بدلبری سر و کاری درین دیار ندارم
  8. شمارهٔ ۲۹۴نمی‌خواهم به او درد دل صد پاره بنویسم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.