پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۴

عمریست روی دل از نکویی ندیده ایم

از بخت مدتیست که رویی ندیده ایم

ورزیده ایم عاشقی تو خطان بسی

از هیچ یک وفا سر مویی ندیده ایم

بسیار دیده ایم جفا پیشه ها ولی

مثل تو شوخ عربده جویی ندیده ایم

بر چشم ما مقام تو بسیار خوش نماست

سروی به از تو بر لب جویی ندیده ایم

نگرفته ایم چون خم می ساعتی قرار

هر جا که ساغری و سبویی ندیده ایم

انصاف می دهیم فضولی بطبع تو

در بحث نظم از تو علوی ندیده ایم

هرگز ندیده ایم ز تو لاف برتری

با آنکه چون تو نادره گویی ندیده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۶دوستان گوهر مقصود بدست آوردم
  2. شمارهٔ ۲۸۷آتشم من گلخنی باید که باشد منزلم
  3. شمارهٔ ۲۸۸ز آهم سوخت بی‌مهرِ رُخَت مَهْ، دوش کوکب هم
  4. شمارهٔ ۲۸۹دایم تویی مقابل آیینه دلم
  5. شمارهٔ ۲۹۰داغ عشق صنم لاله عذاری دارم
  6. شمارهٔ ۲۹۱دمی مانند گردی گر جدا از خاک در گردم
  7. شمارهٔ ۲۹۲هرگز غم خرابی عالم نمی خوریم
  8. شمارهٔ ۲۹۳بدلبری سر و کاری درین دیار ندارم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.