پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۲

چو میرم در هوایت کاشکی خاک درت گردم

گهی با گردبادی خیزم و گرد سرت گردم

شود بر پهلویم هر استخوانی خنجری هر گه

ز پهلویی بپهلویی بیاد خنجرت گردم

دران حالت که آن شمع بتان را گرد سر کردی

بگو حال من ای پروانه قربان سرت گردم

برآمد جان شیرینم ز حیرت جان من تا کی

اسیر تلخ کامی بی لب جان پرورت گردم

دران وقتی که تو رخساره خوی کرده بنمایی

گشایم دیده و حیران گلبرگ ترت گردم

ز خاک آستان او مرا بردار ای گردون

ز رنج من بیاسا چند خار بسترت گردم

فضولی ره بخاک درگه پیر مغان بردم

بیا تا سوی آب زندگانی رهبرت گردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۴عمریست روی دل از نکویی ندیده ایم
  2. شمارهٔ ۲۸۵ما نظر جز بر تبان سیمبر کم کرده‌ایم
  3. شمارهٔ ۲۸۶دوستان گوهر مقصود بدست آوردم
  4. شمارهٔ ۲۸۷آتشم من گلخنی باید که باشد منزلم
  5. شمارهٔ ۲۸۸ز آهم سوخت بی‌مهرِ رُخَت مَهْ، دوش کوکب هم
  6. شمارهٔ ۲۸۹دایم تویی مقابل آیینه دلم
  7. شمارهٔ ۲۹۰داغ عشق صنم لاله عذاری دارم
  8. شمارهٔ ۲۹۱دمی مانند گردی گر جدا از خاک در گردم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.