پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۹

زین شکوه ها که دم بدم از یار می کنم

مقصود ذکر اوست که تکرار می کنم

دارم زهر که طالب دنیاست نفرتی

سلطانم از گدا صفتان عار می کنم

ناصح مگو که عشق بتان را ثبات نیست

عمریست من تردد این کار می کنم

کم می شود ز گریه چو خونابه جگر

بد می کنم که گریه بسیار می کنم

باشد که از کسی بتوان یافت چاره

با هر که هست درد تو اظهار می کنم

در ترک ناله ام مکن اندیشه دگر

اندیشه ز طعنه اغیار می کنم

کس را ز درد عشق فضولی نجات نیست

بیهوده من علاج دل زار می کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۱نوخطان را دوست می‌دارد دل دیوانه‌ام
  2. شمارهٔ ۲۸۲چو میرم در هوایت کاشکی خاک درت گردم
  3. شمارهٔ ۲۸۳دمی بی‌سوز عشقت جان خود بر تن نمی‌خواهم
  4. شمارهٔ ۲۸۴عمریست روی دل از نکویی ندیده ایم
  5. شمارهٔ ۲۸۵ما نظر جز بر تبان سیمبر کم کرده‌ایم
  6. شمارهٔ ۲۸۶دوستان گوهر مقصود بدست آوردم
  7. شمارهٔ ۲۸۷آتشم من گلخنی باید که باشد منزلم
  8. شمارهٔ ۲۸۸ز آهم سوخت بی‌مهرِ رُخَت مَهْ، دوش کوکب هم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.