پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۳

عمریست ای پری که رخت را ندیده‌ایم

ما را تو دیده‌ای و تو را ما ندیده‌ایم

بسیار دیده‌ایم بتان کم‌التفات

کم‌التفات‌تر از تو قطعا ندیده‌ایم

چون آب گشته‌ایم بسی گرد باغ‌ها

سروی بسان آن قد رعنا ندیده‌ایم

جایی نرفته‌ایم که آنجا ز درد و غم

اسباب مرگ خویش مهیا ندیده‌ایم

با کس نکرده‌ایم دمی همدمی کزو

صد داغ درد بر دل شیدا ندیده‌ایم

معلوم کرده‌ایم به از رنج عشق نیست

با آنکه روی راحت دنیا ندیده‌ایم

از حد زیاده است فضولی جنون تو

کس را چنین مقید سودا ندیده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۵بدیده سرمه از خاک راه یار می خواهم
  2. شمارهٔ ۲۷۶با هر که غیرتست نگاهی نکرده ایم
  3. شمارهٔ ۲۷۷خود را ز گریه شب همه شب غرق خون کنم
  4. شمارهٔ ۲۷۸بسته شد بر رشته جان موی گیسوی توام
  5. شمارهٔ ۲۷۹زین شکوه ها که دم بدم از یار می کنم
  6. شمارهٔ ۲۸۰هر لحظه صد جفا ز بلای تو می‌کشم
  7. شمارهٔ ۲۸۱نوخطان را دوست می‌دارد دل دیوانه‌ام
  8. شمارهٔ ۲۸۲چو میرم در هوایت کاشکی خاک درت گردم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.