پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۵

بدیده سرمه از خاک راه یار می خواهم

ولی آنرا نهان از دیده اغیار می خواهم

چه لطفیست این که بیداد خود از من کم نمی سازد

چو می داند که من بیداد او بسیار می خواهم

نگوید کس ز شرح محنت من پیش او حرفی

درین محنت مدد از نالهای زار می خواهم

نمی خواهم که بیند هیچ کس در خواب آن مه را

همه شب چون ننالم خلق را بیدار می خواهم

اجل از بیم خجلت سوی من ناید چو می داند

کزو من چاره درد دل بیمار می خواهم

بامیدی که خندد بر تمنای محال من

بگریه کام دل زان لعل شکر بار می خواهم

فضولی رشته جان از غم زلفش گره دارد

گشاد این گره زان طره طرار می خواهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۷خود را ز گریه شب همه شب غرق خون کنم
  2. شمارهٔ ۲۷۸بسته شد بر رشته جان موی گیسوی توام
  3. شمارهٔ ۲۷۹زین شکوه ها که دم بدم از یار می کنم
  4. شمارهٔ ۲۸۰هر لحظه صد جفا ز بلای تو می‌کشم
  5. شمارهٔ ۲۸۱نوخطان را دوست می‌دارد دل دیوانه‌ام
  6. شمارهٔ ۲۸۲چو میرم در هوایت کاشکی خاک درت گردم
  7. شمارهٔ ۲۸۳دمی بی‌سوز عشقت جان خود بر تن نمی‌خواهم
  8. شمارهٔ ۲۸۴عمریست روی دل از نکویی ندیده ایم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.