پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۴

آتشین رویی کز او چون شمع با چشم ترم

زنده خواهم شد پس از مردن گر آید بر سرم

سوختم ناصح مده پندم مبادا کز دمت

بر فروزد آتشی گر هست در خاکسترم

خار خاکستر شود ز آتش منم آن آتشی

کز جفا خاکسترم گشتست خار بسترم

مردم چشمم ز تاب مهر رخسارت گداخت

هست بیم صد بلا زین احتراق اخترم

بی رخش بر سوز من گر شمع خندد دور نیست

آتشی نادیده می سوزد تن غم پرورم

شعله است از چاکهای پهلوی من سر زده

یا منم پروانه بگرفتست آتش بر تنم

کفر می خوانند بی دردان فضولی عشق را

گر درین اهل ریا اسلام باشد کافرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۶با هر که غیرتست نگاهی نکرده ایم
  2. شمارهٔ ۲۷۷خود را ز گریه شب همه شب غرق خون کنم
  3. شمارهٔ ۲۷۸بسته شد بر رشته جان موی گیسوی توام
  4. شمارهٔ ۲۷۹زین شکوه ها که دم بدم از یار می کنم
  5. شمارهٔ ۲۸۰هر لحظه صد جفا ز بلای تو می‌کشم
  6. شمارهٔ ۲۸۱نوخطان را دوست می‌دارد دل دیوانه‌ام
  7. شمارهٔ ۲۸۲چو میرم در هوایت کاشکی خاک درت گردم
  8. شمارهٔ ۲۸۳دمی بی‌سوز عشقت جان خود بر تن نمی‌خواهم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.