پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۸

به یک جام لبالب آنچنان کن ساقیا مستم

که در شرعم نفرمایند حد شرب تا هستم

فراغت داد از قرب نمازم غایت مستی

بحمدالله بیمن باده از تکلیف وا رستم

مرا هرگز نشد توبه میسر از می گلگون

بعمر خود نه توبه کردم و نه توبه بشکستم

مرا در ملک رسوایی تصرف می رسد الحق

که خط دور ساغر حجت شرعیست در دستم

بعزم پنج روزه متصل گر غم خورم شاید

چه گیرم روزه در جایی که تا ده روز نشستم

کشیدم پیش دیده پردها از پارهای دل

ازین رخنه ضرر دیدم بمردم می رسد بستم

فضولی جان و دل نگذاشت با من چشم بیمارش

ز بی دردان بریدم تا به اهل درد پیوستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۰درون خانه چشم آن صنم را تا در آوردم
  2. شمارهٔ ۲۷۱بنایی از حباب اشک چشم خون فشان کردم
  3. شمارهٔ ۲۷۲بی خط سبزت شبی هر جا که منزل داشتم
  4. شمارهٔ ۲۷۳عمریست ای پری که رخت را ندیده‌ایم
  5. شمارهٔ ۲۷۴آتشین رویی کز او چون شمع با چشم ترم
  6. شمارهٔ ۲۷۵بدیده سرمه از خاک راه یار می خواهم
  7. شمارهٔ ۲۷۶با هر که غیرتست نگاهی نکرده ایم
  8. شمارهٔ ۲۷۷خود را ز گریه شب همه شب غرق خون کنم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.