پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۷

به دل مهر تو کردم نقش و چشم از غیر بر بستم

در آوردم درون خانه شمعی را و در بستم

بلا دیدم که از چشمست بر دل خاک راهت را

بخوناب جگر گل کردم و این رهگذر بستم

شکاف سینه را گر دوختم پیش تو معذورم

مرنج از من که بر دل از حسد راه نظر بستم

ربودی باز خواب از چشم من ای اشک آه از تو

گشادی رخنه کان را بصد خون جگر بستم

بامیدی که مقبول خیال عارضت گردد

ز اشک لاله گون پیرایها بر چشم تر بستم

تو این فرهاد بنشین گوشه چون نقش خود زین بس

که بهر کندن کوه ملامت من کمر بستم

فضولی بسته قید جهان بودم بحمدالله

ازان برداشتم دل بر بتان سیمبر بستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۹گه جولان غبار انگیز از آن شد رخش جانانم
  2. شمارهٔ ۲۷۰درون خانه چشم آن صنم را تا در آوردم
  3. شمارهٔ ۲۷۱بنایی از حباب اشک چشم خون فشان کردم
  4. شمارهٔ ۲۷۲بی خط سبزت شبی هر جا که منزل داشتم
  5. شمارهٔ ۲۷۳عمریست ای پری که رخت را ندیده‌ایم
  6. شمارهٔ ۲۷۴آتشین رویی کز او چون شمع با چشم ترم
  7. شمارهٔ ۲۷۵بدیده سرمه از خاک راه یار می خواهم
  8. شمارهٔ ۲۷۶با هر که غیرتست نگاهی نکرده ایم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.