پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۳

به عزم طوف خاک درگهت از دیده پا کردم

دویدم آن قدر کان خاک را چون توتیا کردم

شبی رفتم به کویش ناله‌ای کردم ز درد دل

سگ کویش ز من رنجید بد رفتم خطا کردم

تو محبوبی ز تو رسم وفاداری نمی‌آید

جفا کردم ترا هرگه که تکلیف وفا کردم

ز سنگی کز بتانم بر سر آمد جمع شد چندان

که محنت خانه در کوی رسوایی بنا کردم

گذشتم دوش در بتخانه و کردم نظر هر سو

ترا دیدم بشکر این سعادت سجده ها کردم

دگر با وعده مهر و وفا منت منه بر من

که من در راه عشقت خوی با جور و جفا کردم

فضولی ذکر لعلش کردم از من عقل شد زایل

به افسونی عجب از خویشتن دفع بلا کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۵جان را به لعل چون شکرت تا سپرده‌ام
  2. شمارهٔ ۲۶۶چنان در دوستی دل بسته آن قد دلجویم
  3. شمارهٔ ۲۶۷به دل مهر تو کردم نقش و چشم از غیر بر بستم
  4. شمارهٔ ۲۶۸به یک جام لبالب آنچنان کن ساقیا مستم
  5. شمارهٔ ۲۶۹گه جولان غبار انگیز از آن شد رخش جانانم
  6. شمارهٔ ۲۷۰درون خانه چشم آن صنم را تا در آوردم
  7. شمارهٔ ۲۷۱بنایی از حباب اشک چشم خون فشان کردم
  8. شمارهٔ ۲۷۲بی خط سبزت شبی هر جا که منزل داشتم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.