پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۰

اگر میرم نخواهد کم شد آب چشم نمناکم

به هر سو چشمه ای ، خواهد روان شد از سرِ خاکم

به امیدی که جا در پهلویش سازم شدم راضی

که ریزد خون من چون صید و بر بندد به فتراکم

شدم از خاکساران در میخانه وه کآخر

مذاق باده بر خال سیه بنشاند چون تاکم

نماند از ضعف در من طاقت تقریر حال دل

مگر تحقیق حال دل کنند از سینه چاکم

ندارد غیر تو جا در دلم تا باورت گردد

نظر انداز بر آیینه لوح دل پاکم

ز پا افکند ضعفم نیست یاری دست من گیرد

مگر از خاک گاهی اشک بر دارد چو خاشاکم

فضولی گر هوای لعل او دارم عجب نبود

چو ذوق عشق در جان باختن کردست بی‌باکم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۲در هستی بقفل نیستی بر خود چنان بستم
  2. شمارهٔ ۲۶۳به عزم طوف خاک درگهت از دیده پا کردم
  3. شمارهٔ ۲۶۴رحم بر زاری من یار ندارد چه کنم
  4. شمارهٔ ۲۶۵جان را به لعل چون شکرت تا سپرده‌ام
  5. شمارهٔ ۲۶۶چنان در دوستی دل بسته آن قد دلجویم
  6. شمارهٔ ۲۶۷به دل مهر تو کردم نقش و چشم از غیر بر بستم
  7. شمارهٔ ۲۶۸به یک جام لبالب آنچنان کن ساقیا مستم
  8. شمارهٔ ۲۶۹گه جولان غبار انگیز از آن شد رخش جانانم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.