پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۷

بسی تاب از غم آن گیسوان پرشکن دیدم

که تا سر رشته وصلت بدست خویشتن دیدم

ندیدم هیچ کس را غافل از افسانه عشقت

تو بودی بر زبان هر جا دو کس را در سخن دیدم

جفا هر چند بر من بیشتر کردی نشد کمتر

وفا کز من تو دیدی از جفایی کز تو من دیدم

مگر شد باغبان دلبسته سرو خرامانت

که او را سست در پروردن سرو چمن دیدم

جراحتهای تازه بر دلم بگشود صد روزن

ز هر روزن درو دور از تو صد داغ کهن دیدم

نمودی حال مشکین بر بیاض چهره زیبا

سواد نقطه از مشک بر برگ سمن دیدم

فضولی در هوای دلبران می بینمت گویا

ندیدی آنچه من زان دلبر پیمان شکن دیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۹نه از تیری که بر دل می‌زنی چندین فغان دارم
  2. شمارهٔ ۲۶۰اگر میرم نخواهد کم شد آب چشم نمناکم
  3. شمارهٔ ۲۶۱نه آنچنان شده محو خیال آن دهنم
  4. شمارهٔ ۲۶۲در هستی بقفل نیستی بر خود چنان بستم
  5. شمارهٔ ۲۶۳به عزم طوف خاک درگهت از دیده پا کردم
  6. شمارهٔ ۲۶۴رحم بر زاری من یار ندارد چه کنم
  7. شمارهٔ ۲۶۵جان را به لعل چون شکرت تا سپرده‌ام
  8. شمارهٔ ۲۶۶چنان در دوستی دل بسته آن قد دلجویم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.